عيد داره مياد
عيد داره مياد و همه در تب و تاب خريد عيد و خونه تكوني و سبزه هفت سين و ... هستن، خلاصه سر همه شلوغه، اين روزهاي آخر سال رو خيلي دوست دارم، وقتي همه در تكاپو و جنب و جوش هستن واقعا ديدني و قشنگه خصوصا اينكه اين دو سال اخير انگيزه ي ما براي رسيدن به سال نو و چيدن سفره ي هفت سين دوچندان شده چراكه يه موجود نازنين و معصوم به جمع ما اضافه شده و اون تويي عزيز دلم، وقتي برات خريد ميرم خيلي خيلي لذت بخشه فقط دلم ميخواد هرچي دارم و ندارم براي تو باشه و توي مهمانيهاي عيد تو مثل ستاره بدرخشي و از هر نظر كامل كامل باشي و هيچ كاستي احساس نكني از طرفي دلم براي اون خانواده هايي كه اين روزها و شبها حسرت خريد لباس نو عيد براي بچه هاشون دارن واقعا مي سوزه انشا...
نویسنده :
فرشته
16:04
اي بابا
ديشب قبل از خواب باز شيطنتت گل كرد ... رفتي بالاي صندلي، برق رو خاموش و روشن ميكردي كه بابايي حوصله اش سر رفت و گفت "اي بابا" بعد تو هم شروع كردي به تكرار كردن " اي بابا" البته بجاي اينكه بگي"اي ey" ميگفتي "ايي eii" بعدش بابايي هم خنده اش گرفت و تو هم از خداخواسته كه ديرتر بخوابي به كارت ادامه دادي شيطون بلا... دوشنبه مامان بزرگ از شيراز برگشت كه دايجون و زندايي هم بخاطر كاري همراه مامان بزرگ اومدن ، ما هم براي ديدن دايجون اينا شب رفتيم خونه ي بابابزرگ ، تقريبا بعد از 5 ماه دايجون رو ديدي ولي طوري ميبوسيديش و دوستش داشتي كه انگار هر هفته دايجون رو مي بيني، همون اول با ديدن دايجون اينا دنبال علي و محمد مي گشتي ولي بچه ها كه نيومده بودن، با ...
نویسنده :
فرشته
12:35
اولين جملات
يكسري عكس ديگه
عكس عكس
بدون عنوان
اون مكالمه قبل از خوابت كه گفته بودم يادته اون همچنان ادامه داره، ديشب باز هم شروع كردي به سرشماري كه كي خوابه و كي بيدار، بعد از چندبار پرسيدن و شنيدن جواب از طرف ماماني، تصميم گرفتم كه جواب ندم تا خوابت ببره ولي ديدم خودت شروع كردي به ادامه مكالمه: پيشي خواب جي جي خواب باباده خواب ني ناي &n...
نویسنده :
فرشته
15:48




