ياسمين جانياسمين جان، تا این لحظه: 8 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
آنیتا جانآنیتا جان، تا این لحظه: 2 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

روزانه هاي ياسمين

آخرین تعطیلات پاییز

1398/8/19 14:05
نویسنده : فرشته
122 بازدید
اشتراک گذاری

هفته گذشته چهارشنبه 15 آبان تعطیل بود که عملا این تعطیلی، آخرین تعطیلات تا 2 ماه و دو هفته آینده محسوب میشه، هفته اول آبان روز یکشنبه و سه شنبه تعطیل بود که من روز چهارشنبه رو هم مرخصی گرفتم و ما سه شنبه صبح به سمت خونه مامان بزرگ اینا حرکت کردیم تا تعطیلات چهار روزه ای رو سپری کنیم. مامان بزرگ و خاله جون اینا هم از یکم تا چهارم مسافرت بودند مشهد و ما کلی سوغاتی و خوراکی های خوشمزه هم گرفتیم. مامان بزرگ برای تو و آنیتا لباس های خوشگل خرید و خاله جون هم براتون اسباب بازی (لوازم آشپزی)، شکلات و آجیل و مامان بزرگ هم کلی خوراکی گرفت. چهارشنبه صبح بابا رفت سرکار و ما سه تا با هم رفتیم فروشگاه گردش، هوا هم عالی بود، قبلش چند تا عکس هم ازتون انداختم... آخرش ولی آنیتا چون خسته شده بود اذیتم کرد. ولی کلاً خوب بود... 

هفته دوم آبان روز چهارشنبه تعطیل بود و ما سه شنبه عصر خونه دوستم مریم دعوت بودیم، بابا مارو رسوند که خیلی خوش گذشت، صبح چهارشنبه به سمت خونه مامان بزرگ اینا حرکت کردیم، اول رفتیم خونه مامان بابا ولی مامان بزرگ خونه نبود چون عمو حامد سرمای شدید خورده بود و بیمارستان بستری شد مامان بزرگ هم اونجا بود. ولی چون حال عموحامد بهتر شده بود مامان بزرگ برگشت خونه... عصری من هم احساس سوزش گلو داشتم و برای اینکه سریع جلوی سرماخوردگیمو بگیرم با بابا رفتیم درمانگاه، تو هم چون سرفه می کردی و آنیتا هم آبریزش بینی داشت هر سه تایی رفتیم دکتر... خلاصه این سه روز تعطیلی فقط به مریضی و بیحوصلگی گذشت... تا یک هفته طول کشید تا این سرمای طولانی و بد کاملا خوب بشه... 

 

پسندها (5)

نظرات (1)

عمه فروغعمه فروغ
20 آبان 98 0:40
همیشه به خوشی در کنار عزیزان
فرشته
پاسخ
زنده باشین الهی