ياسمين جانياسمين جان، تا این لحظه: 8 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
آنیتا جانآنیتا جان، تا این لحظه: 2 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

روزانه هاي ياسمين

از شیر گرفتن آنیتا

از یک ماه قبل شروع کردم به از شیر گرفتن آنیتا به روش تدریجی، اول یک وعده یک وعده از شیر روز رو کم کردم و هر وعده رو که حذف می کردم 2تا3 روز صبر می کردم و بعد وعده بعدی، از اداره که برمی گشتم خونه براش خوراکی می خریدم تا سرگرم بشه یا اگه هوا خوب بود با هم می رفتیم حیاط، یه روز با هم رفتیم از انباری موتور یاسمین رو آوردیم یه روز دیگه با هم رفتیم و تاب رو از انباری آوردیم و با هم بستیم تا سرگرم بشه، ولی خب خیلی سخت بود که به این زودی فراموش کنه یا سراغ شیرو نگیره که بعضی وقتها مجبور می شدم خارج از برنامه بهش شیر بدم... البته شیر شب همچنان پابرجا بود. این داستان یک ماهی طول کشید تا یکشنبه هفته قبل 19 آبان، شیر شب رو هم کاملا قطع کردم سه شب تمام ...
27 آبان 1398

آخرین تعطیلات پاییز

هفته گذشته چهارشنبه 15 آبان تعطیل بود که عملا این تعطیلی، آخرین تعطیلات تا 2 ماه و دو هفته آینده محسوب میشه، هفته اول آبان روز یکشنبه و سه شنبه تعطیل بود که من روز چهارشنبه رو هم مرخصی گرفتم و ما سه شنبه صبح به سمت خونه مامان بزرگ اینا حرکت کردیم تا تعطیلات چهار روزه ای رو سپری کنیم. مامان بزرگ و خاله جون اینا هم از یکم تا چهارم مسافرت بودند مشهد و ما کلی سوغاتی و خوراکی های خوشمزه هم گرفتیم. مامان بزرگ برای تو و آنیتا لباس های خوشگل خرید و خاله جون هم براتون اسباب بازی (لوازم آشپزی)، شکلات و آجیل و مامان بزرگ هم کلی خوراکی گرفت. چهارشنبه صبح بابا رفت سرکار و ما سه تا با هم رفتیم فروشگاه گردش، هوا هم عالی بود، قبلش چند تا...
19 آبان 1398
1