ياسمين جانياسمين جان، تا این لحظه: 8 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
آنیتا جانآنیتا جان، تا این لحظه: 2 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره

روزانه هاي ياسمين

نگرانم

سلام ياسمينم اين روزا نگرانم و ناراحت، چون پرستارت ميخواد بره و من دنبال يك فرد مطمئن و باتجربه دارم ميگردم  به چند نفري سپردم ولي باز هم دلم شور ميزنه كه تو چطور بعد از 9 ماه با يه شخص جديد عادت كني و اون شخص جديد ميتونه مثل اين پرستارت ازت خوب مواظبت كنه يا نه؟ كلا همه چيز رو سپردم به خدا، همونطور كه سر پرستار اولي كمكم كرد ازش ميخوام كه اين بار هم كمكم كنه...توكل به او 
31 فروردين 1392

تعطيلات هم تموم شد

تعطيلات 17 روزه هم تموم شد، تو اين مدت استرس روز اول بعد از تعطيلات رو داشتم كه چطور دوباره تنهات بذارم و برم اداره، خيلي سخت بود ولي خداروشكر وقتي پرستارت اومد چند ثانيه اول بيقراري كردي ولي خيلي زود آروم شدي و رفتي بغلش، و اما از تعطيلات عيد بگم كه رفته بوديم خونه بابابزرگ اينا، دايجون اينا هم پنجم عيد اومدن و با بودنشون خيلي بيشتر خوش گذشت فقط حيف كه خيلي كم موندن... كلي هم عكس انداختيم كه حتما ميذارم
18 فروردين 1392
1